وضعیت تعلیم و تربیه در غزنی
نهادهای بین المللی درولایت غزنی اگرچه به شکل یک نهاد تمویلی حضور کمرنگ تر دارند و موانع هم گرچه فراروی نهادی های بین المللی موجود هست اما نه به این حد که آنها هیچ کار نتوانند بلکه با کمک شوری های اجتماعی میتوانند فعالیت طبق معمول داشته باشند و لی ناهنجاری را در هر صورت بهانه پنداشته آنچنان که باید ،فعالیت ندارند.
2- غزنی را می توان از دو چشم انداز بررسی نمود یعنی می توان ساختار اجتماعی محیط را به دو شکل بررسی کرد ---
الف - بخش سنتی (ساختار که دم از یک زندگی سنتی میزنند) این بخش اگرچه موثر هست در بخش هماهنگ نمودن نهادهای تعلیمی و تحصیلی با اجتماع ولی تاثر شان تا حالا اگر هرقدر موثر هم بوده به جهت نا مطلوب بوده و هیچ تاثر به جهت مطلوب نداشته مشخصا در ولایت عزنی عامل بازدارنده خانم ها از تحصیل شان همین بخش از ساختار اجتماعی این ولایت هستند اگرچه از اثرفشار های اجتماعی دختران شان را به مکتب فرستاده اند تا صنف شش و کم تر افاق افتاده که تا حد فراغت از صنف دوازدهم وقت داده باشند این روند را میتوان در هموطنان تاجیک ما تا 30%درصد دید خوشبختانه
در هموطنان پشتون ما حتی درولایت غزنی 90% دیده میشود ودر هزارها این نرخ روبه تنزیل هست فعلن تنها 20% دختران این مردم از تعلیم و تحصیل بی بهره اند آن هم به علت کم اقتصادی میباشد.
یکی از علت های تداوم مکتب سوزی درین ولایت تحر ک نداشتن همین توده(سنتی) به شمار میروند و این بخش از اجتماع غزنی حتی حضور پسران شان در مکاتب و پوهنتون ها کمرنگ هست خوشبختانه این ساختار سنتی روبه افول هست و اگرچه در ولایت غزنی توده بزرگتر را تشکیل میدهند وزمان بیشتر نیاز تا یک معمول اجتماعی مطلوب دربین این توده تامین شود .
ب – بخش متناسب به مقتضای زمان(ساختار که همواره کوشش میکنند تا به رنگ زمان استتار نمایند)
این بخش دارای ویژگی های خوب هست دراجتماع غزنی اولا این بخش روبه رشد می باشد ازلحاظ کمی و کیفی ، ثانیا بخش هست که پر طرف دار شده میرود، من باز هم با چشم دید آغاز می نمایم درسال اول فعالیت پوهنتون غزنی ما شاهد حضور فقط دوازده تن از دختران که ظاهرا آنها خیلی مضطرب به نظر میخوردند و زیاد امید به ادامه تحصیل نداشتند ،در سال دوم این رقم به شصت نفر رسید که همه آنها از لحاظ روحی نیز خوب بودند.
رسیدیم در سال جاری 1389 که تعداد بانوان درین جمع هشتاد نفر و 30% فیصد محصلین جدید الشمول این پوهنتون را تشکیل میدهند.که اینها را میتوان تاثیر یک روند جدید و مطلوب اجتماعی در ولایت غزنی دانست .
3- فقر و بی سوادی : فقر وبی سوادی راگرچه نمیتوان عامل اساسی این عقب مانی تعلیمی و تحصلی دانست بازهم برمیگردد به ساختار این اجتماع در غزنی و می توان یک رقم نه چندان چشم گیر را به این معذل اجتماعی که زیاد تر محسوس هست نسبت داد
این رقم میتواند ده در صد عامل بازماندن فرزندان این ولایت از تعلیم و تربیه باشد چون امروزه یک کسی که تنها یک" کراچی سبزی فروشی" هم دارد فرزندان شان را به مکتب می فرستند .
4- کم بود معلمین مسلکی را میتوان یکی از عامل ناهنجاری در روند تعلیم و تربیه دانست ازین زاویه تا هنوز کم تر به وضعیت تعلیم وتربیه در غزنی دیده شده، البته امروزه این مشکل هم روبه حل شدن هست و را حل های قابل دسترس هم درین زمینه موجود هست .
این راه حل ها از تاسیس" پوهنتون" و" موسسه تربیه معلم "در غزنی محسوس میباشد.
5- همان طوریکه در قسمت کمرنگ بودن نهادهای بین المللی در غزنه نوشتیم اینکه سمینارهای علمی و تربیوی در غزنه کمتربرگذارمی شود ویا هیچ برگزار نمیشود هم ازهمین ناحیه هست و یا هم تاثیر کارکرد های نه چندان معیاری وزارت معارف در ین ولایت باشد.
6- نبود امنیت سرتاسری :
به واقعیت که با عث ایجاد ناهمگونی و ناهنجاری خاص در روند تعلیم و تربیه شده که روی وضعیت تعلیم و تربیه بد ترین تاثیر را گذاشته است، این عامل بیشتر هموطنان "پشتون" مارا دچار مشکل نموده اگر چه ناامنی یک مشکل محسوس برای تمام ساکنان این ولایت به شما ر میرود.
نا همگونی منظورم این هست که در مناطق" پشتون نشین" این ولایت مکاتب بسته هست اگر هم بسته نیست غیر فعال و به دور ازمعایر تعلیم و تربیه اند و در نبود یک جریان سالم مدیریتی قراردارند ، در مناطق دیگر روی توده های که میتوانند مکاتب را فعال نگه داردند
مساعدت های طبق معمول ریاست معارف کم رنگ هست به ویژه برای هزاره های این مرزو بوم که حتی حضور مدیریتی وزارت معارف درین راستا کمرنگ معیاری نیست.
وتنها عامل این معذل نهاد های مربوطه نیست بلکه در غزنی بیش از هر عامل دیگر " خدایان اقوام" باعث مشکلانت میشوند "کم کاری این طبقه در غزنی روشن تر از آفتاب هست" باعث بروز هر چیز بین مردم شده میتوانند تا خود شان با استفاده ازین ناهنچاری در راحتی تمام عیار به سر ببرند (این که مردم به همدیگربر چسب نژادی و سمتی زنند براین توده مبارک ترین لحظات هست) این جمع و جماعت بین مردم غزنی ازچند سال به این سو تعریف شده هست که تمام مردم غزنی میدانند درین بین ازتمام نژادهای ساکن درغزنه یکی هست و همین بسکه جنابان به امن و عیش به سر ببر ند و مردم این ولایت را تشویش ناامنی ، بیسوادی و تبعیض سخت در بر کشد به هر صورت "این کاروان را از رسانه های غزنه گرفته تامتعلمین این شهر میشناسند این"،"خدایان قوم"را.
7- کمبود مواد درسی را هم می توان از مشکلات رو در حل عنوان کرد ولی اگرچه هنوز دربرخی از مکاتب این ولایت با این مشکل دست و پنجه نرم مینمایند.
8- اندک بودن معاشات معلمین :
قبلا یک از عوامل دگر که به شکل قابل ملاحظه روی وضعیت تعلیم و تربیه تاثیر داشته همین معاش اندک بوده که انشاالله قرار لایحه جدید وزارت معارف این مشکل هم در جمع مشکلات حل شدنی قلمداد میشود.














